باران خورده تر از آن ؛که بشناسیَم !!

دل از دلتنگی می میرد وقتی هرچه میروی ، نمی رسی!  اینقدر رفته ام که نمی دانم چقدر شن های راه را شمرده ام ، پای راهی نمانده ، ولی تا دلت بخواهد دلتنگی مانده ، کوله بارم خاطرات باران خورده ای است از با تو بودن ، روزهایی که  دورتر از آن است که یادت مانده باشد ، ولی من یادم مانده ، چون هنوز دلتنگ توام ، دلتنگ بی قراریهایی که نداشتی و آرامشی که من ندیدم ، هنوز دلتنگ توام بانو ، باران خورده تر از آن ،  که بشناسیَم !!

/ 2 نظر / 12 بازدید

[دست]عالی بود

من

چشم درد گرفت از این سیاهی