دل من لرزید

چقدر دلتنگ توام بانو ، چقدر گامهایم برای رسیدن و دیدنت لرزانست ، چقدر میان من و تو فاصله بیداد می کند ، تو همیشه هستی ، تو همیشه عزیزی ، تو همیشه خوبی بانو ، زیاد نمانده که بیایی ، لحظه ها را که شمردم چیزی نمانده بود ، دیدنت دل بزرگی می خواهد بانو ، زیر باران خانه خدا تو بودی ، قلب من که ارزشی ندارد ، باش بانو ، تا همیشه ، دلی که نلرزد دل نیست ، دل من لرزید ، تو فهمیدی بانوی مهربانی... تو فهمیدی...

 

/ 2 نظر / 5 بازدید
سارا عبادی

چقدر آرومو قشنگ نوشتی[لبخند][گل]

زینب

واقعا خیلی قشنگه...[تایید]